پست خنده

 

زنی با سر و صورت کبود و زخمی سراغ دکتر روانشناس میره ..
دکتر می پرسه : چه اتفاقی افتاده؟
خانم در جواب میگه: دکتر، دیگه نمی دونم چکار کنم. هر وقت شوهرم عصبانی و ناراحت میاد خونه، منو زیر مشت و لگد له می کنه و عصبانیتش رو سر من خالی می کنه !!!
دکتر گفت: خب دوای دردت پیش منه : هر وقت شوهرت عصبانی و ناراحت اومد خونه، یه فنجون چای سبز بردار و شروع کن به قرقره کردن. و این کار رو ادامه بده.
دو هفته بعد،اون خانم با ظاهری سالم و سرزنده پیش دکتر برگشت !!!
خانم گفت: دکتر، پیشنهادتون فوق العاده بود. هر بار شوهرم عصبانی و ناراحت اومد خونه، من شروع کردم به قرقره کردن چای و شوهرم دیگه به من کاری نداشت!!!
دکتر گفت: میبینی؟! اگه جلوی زبونت رو بگیری خیلی چیزا خود به خود حل میشن !

تهی از من

 

 

نتوانستم

و نمیتوانم

درخشندگی ستارگان زیباست

همچون درخشندگی تو در شبهای دیروز من

زلالی اب بی انتهاست

همچون زلالی روز های اول آشنایی

رمان ها شیرینند

همچون یاداوری خاطرات تو

اما نه همیشه زیبایند

آینده مبهم است

همچون خود تو

شبها تاریکند

همچون فردای من و تو

و من...

سرگردان همچون خود من...

من از ابهام و تاریکی و سرگردانی میترسم

من از با تو بودن در فرداها میترسم

من نمیتوانم...

من کابوس دیدن را یاد نگرفته ام

من با تو بودن را بلد نیستم

من نمیتوانم..

من از ما ساختن با تو میترسم

 

 

سحر غار حرا خورشید باران بود

 

 

و آن شب تا سحر غار حرا خورشید باران بود

زمان،دل بی قرار لحظه تکوین قرآن بود

سکوت لحظه ها را می شکست از آه خود مردی

که در هر قطره اشک او غمی دیرین نمایان بود

امین مکه را می گویم آن نارفته مکتب را

یتیم خسته آری او که چندین سال چوپان بود

هُبَل آن سو میان کعبه در آشفته خوابی سرد

و عزی غرق حیرت از خدا بودن پشیمان بود

حضور عرشیان را در حریم خود حرا حس کرد

که «اقرأباسم ربک» یا محمد ذکر آنان بود

       شاعر:محمود شریفی

 

 

عید مبارک...

 

 

خنده خودم

 

 

صدایی می آید........هیس...

گوش کن ....صدایی می آید...

زاری نیست!

گله نیست!

گریه نیست!

....

آیا صدای خنده است؟

نمیدانم...

خنده را نمیشناسم

تبسم را نمیشناسم

اشک را میشناسم

درد را میشناسم

ولی صدای خنده می آید

من صدای خنده را میشنوم

من صدای خنده را در  خودم میشنوم

من میخندم

 

 

 

به خودمان شک کنیم



دو آتش نشان وارد جنگلی می شوند تا آتش کوچکی را خاموش کنند . آخر کار
وقتی از جنگل بیرون می آیند و میروند کنار رودخانه ، صورت یکی شان کثیف و
خاکستر است و صورت آن یکی به شکل معصومانه ای تمیز .
سوال : کدامشان صورتش را می شوید ؟
.

.

.

.

اشتباه کردید ، آن که صورتش کثیف است به آن یکی نگاه می کند و فکر میکند
صورت خودش هم همان طور است .


اما آن که صورتش تمیز است می بیند که سرتاپای رفیقش غبار گرفته است و به
خودش  می گوید : حتما من هم کثیفم ، باید خودم را تمیز کنم

 

 
از کتاب زهیر پائولو کوئیلو

 باید به خودمون شک کنیم...

 


عشق یا من؟

 

صدای پای عشق را میشنوم

عجیب خشن و زبر است

زرد رنگ است

همچون برگهای پاییزی

بوی گل خشک شده را دارد

عجیب است

روزی برایم خیس بود

بوی گل سرخ را میداد

قرمز بود

عشق یا من؟

کداممان عوض شده ایم  نمیدانم...

تو میدانی؟

 

 

 

 

تولد

 

 

 

 

وقتی نوزادی چشم به جهان میگشاید

تنها مفهوم تحمیل شده ای که به ذهنمان خطور میکند

این است که هنوز خدا از انسان نا امید نیست...

او می آید

و قرار است تمام بد بختی هایی که من و تو

تجربه کرده ایم را از نو زندگی کند!

شادی میکنیم به آمدنش..

جشن میگیریم به آمدنش...

نمیبدانم من و تو به چه چیزمان میبالیم

به دنیایی که ساختیم؟

گویی آمدنش برایمان فقط بالیدن به خودمان است

بالیدن به دنیایمان

بالیدن به ...

نمیدانم؟!

شاید واقعا خدا از من و تو نا امید نیست

شاید دوست دارد تولد را

چون...........

چون چه؟

تو بگو؟

تولدت مبارک ای انسان

 

 

گاهی...

 

 

گاهی برای ماندن دیر است و برای رفتن زود 

گاهی نمیدانی کجا دریاست و کجا باریکه ای از رود

گاهی معلق می مانی بین زمین و زمان

گاهی تنها آرام میگیری با صدای خش خش برگ های خزان

گاهی چه زود دیر می شود گاهی

و گاهی چه دیر زود می شود گاهی

 

منبع:یه دنیا ناگفته

مگسی را کشتم...

 

 

مگسی را کشتم

نه به این جرم که حیوان پلیدیست بد است

و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است

طفل معصوم به دور سر من میچرخید

به خیالش قندم

یا که چون اغذیه ی مشهورش تا به آن حد گندم

ای دو صد نور به قبرش بارد

مگس خوبی بود

من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد

مگسی را کشم

 

مرحوم حسین پناهی

سکوت

 

اگر سکوت ِ این گستره ی بی ستاره مجالی دهد،
می خواهم بگویم : ســـلام!



اگر دلواپسی ِ آن همه ترانه ی بی تعبیر مهلتی دهد،
می خواهم از بی پناهی ِ پروانه ها برایت بگویم!


از کوچه های بی چراغ!
از این حصار ِ هر ور ِ دیوار!
از این ترانه ی تار...


مدتی بود که دست و دلم به تدارک ِ ترانه نمی رفت!
کم کم این حکایت ِ دیده و دل،
که ورد ِ زبان ِ کوچه نشینان است،
باورم شده بود!


باورم شده بود،
که دیگر صدای تو را در سکوت ِ تنهایی نخواهم شنید!


راستی در این هفته های بی ترانه کجا بودی؟
کجا بودی که صدای من و این دفتر ِ سفید،
به گوشت نمی رسید؟


تمام دامنه ی دریا را گشتم تا پیدایت کردم!
آخر این رسم و روال ِ رفاقت است،
که در نیمه راه ِ رؤیا رهایم کنی؟


می دانم!
تمام اهالی این حوالی ، گهگاه عاشق می شوند!
اما شمار ِ آنهایی که عاشق می مانند،
از انگشتان ِ دست بیشتر نیست!



می ترسیدم - خدای نکرده ! -
آنقدر در غربت ِ گریه هایم بمانم،
تا از سکوی سرودن ِ تصویرت سقوط کنم!



اما آمدی!
همراه همیشه ی نجات و نجابت!
حالا دستهایت را به عنوان امـانــت به من بده!


 

منبع:وبسایت یالان دنیا


زندگی...

  
 

مفهوم تلخی است  برای دختری که روزی چند بار به مرگ سلام میکند

برای پدر دلشکسته ای که فرزندانش با مداد چند سانتی کاغذ را سیاه میکنند

برای پسری که با های سرد و پر از غم شیشه ماشین را تمیز میکند

برای زنی که خود فروشی میکند و به غذای بچه هایش فکر میکند

برای دختری که برای فروش آدامس هایش فحش نثارش میکنند

یرای نگاه های پر از حسرت 

برای نفس های پر از غم 

برای دست های خالی 

برای اشک های گرم         

برای خنده های فراموش شده   

برای شب های سرد 

کاش انسان بودیم و برابر؟ 

 

به یاد مزه ترش...

 

 

 

دلتنگی اسانس عجیبی است

وقتی به سراغت می آید نمیدانی چه کنی ؟

آهی بلند میکشی و دوست داری در لحظه لحظه خاطرات 

دوباره زندگی کنی...

زمان هم بس عجیب است

چرا که هیچگاه به تو اجازه تجربه دوباره نمیدهد..

تو میمانی و آه بلند و یه احساس سنگینی

وشاید بغضی که غرورت اجازه شکستن نمیدهد

و اما شاید ....شاید هنوز شک...

شک به اینکه آیا دلتنگی است؟

عادت شاید عجیبتر است...

چرا که چنان خویش را عوض دلتنگی جا میزند..

عادت یا دلتنگی

نمیدانم ولی هر چه باشد من خیلی زمان است

عادت به دلتنگی تو دارم...

و شاید دلتنگ عادت به تو هستم...

و باز زمان ...

زمان گویی تعیین کننده همه چیز است...

دلتنگی یا عادت...

زمان عجیبتر است...

 

 

Art of Memory

Because the happiness, because the irony
Because the importance, because it is funny
Because the promise, because the faith
Memory is remembered

Whether daily, whether eventful
Whether beautiful, whether sad
Whether planned, whether accidental
Memory is made everyday

Because the time, because the nature
Because the trauma, because the secret
Because the plan, because the fear
Memory is forgotten

For the shame of dignity, for the hunger of power
In white lies, in written history
By erasing some fact, by adding impact
Memory is manipulated

By the flash of look, by the said word
By the thing, by the thought
By the shocking impact, by unconscious dream
Memory is triggered again

 

maria sudibyo

 

ياس عشق

 

 

دیروز در کنار تو احساس عشق بود

دستان کوچکت که پر از یاس عشق بود

دستان کوچکت که جنون مرا نوشت

این واژه های غرق به خون مرا نوشت

هرجا که رد پای شما هست می روم

فکری بکن به حال من از دست می روم

قلبم شکسته است و هی سرد می شوم

بگذار بشکند عوضش مرد می شوم

دستان خسته ام به شقایق نمی رسد

فریاد من به گوش خلایق نمی رسد

این دست ها همیشه پر از بوی یاس نیست

یا مثل چشم های شما با کلاس نیست

این رسم زندگی ست بزرگ و بزرگ تر

هر چه بزرگ تر و سپس هرچه گرگ تر

بین خودم و آینه دیوار می کشم

هرشب که پشت پنجره سیگار می کشم

شاید هنوز فرصت عصیان و مرگ هست

در ذهن ابرهای درونم تگرگ هست

بانوی دشت های قشنگی که سوختی

عشق مرا به رهگذران می فروختی

چشمانتان پر از هیجان نیست نازنین

این دست ها همیشه جوان نیست نازنین

شاید کسی که بین غزل های من گم است

در فصل های زندگی ام فصل پنجم است

یا نه درست مثل خودم لاابالی است

از مردمان غمزدهء این حوالی است

حالا ببین علیه خودم غرق می شوم

در منتها الیه خودم غرق می شوم

دلشوره های سرخ دلم ناتمام ماند

احساس می کنم غزلم ناتمام ماند

 

برگزیده از وبلاگ : دلتنگی های شبانه

10 آزمایش خطرناک جهان

 

۱- معتاد کردن فیل
در سال ۱۹۶۲، وارن تامس – مدیر باغ‌وحشی در اکلاهماسیتی – تصمیم گرفت ۲۹۷ میلی‌گرم LSD – یعنی حدود ۳ هزار برابر یک بار مصرف متعارف افراد معتاد – را به فیلی به نام توسکو تزریق کند. دانشمند کنجکاو ما ‌می‌خواست ببیند آیا تزریق این داروی توهم‌زا باعث پرخاشگری فیل‌های نر می‌شود یا نه. نتیجه فاجعه‌آمیز بود؛ فیل بیچاره ابتدا نعره‌ای کشید و بعد از چند دقیقه بی‌قراری، افتاد و بالاخره بعد از یک ساعت مرد. اساتید دست‌اندرکار آزمایش در توجیه کارشان گفتند که فیل‌ها بیش از حد انتظار آنها به دارو حساس بوده‌اند.

۲- ترس در آسمان
باز هم در دهه ۱۹۶۰، ۱۰ سرباز برای تمرینات نظامی سوار بر هواپیمایی بودند که ناگهان خلبان به آنها اطلاع داد که هواپیما خراب شده و در حال سقوط به اقیانوس هستند. بعد از سربازها خواسته شد که فرم‌هایی را تکمیل کنند؛ بر مبنای این اسناد، افراد تایید می‌کردند که ارتش آمریکا مسئولیتی در قبال جبران خسارت‌های ناشی از مرگ یا جراحت آنها ندارد.
سربازهای بخت‌برگشته خبر نداشتند که سوژه یک آزمایش قرار گرفته‌اند و هواپیما مشکلی نداشت؛ گروهی از محققان می‌خواستند با مقایسه میزان اشتباهات افراد هنگام پر کردن‌ فرم‌ها، تاثیر ترس از مرگ آنی بر تمرکز و تعقل آنها را بررسی کنند.

۳- قلقلک
در دهه ۱۹۳۰، یک استاد روان‌شناسی آمریکایی به نام کلارنس یوبا عقیده داشت خنده ناشی از قلقلک، غریزی نیست و آدم‌ها این واکنش را به صورت تقلیدی از بقیه یاد می‌گیرند. او این نظریه را روی پسر خردسالش امتحان کرد. بقیه اعضای خانواده حق نداشتند در حضور پسر کوچک، به خاطر قلقلک بخندند. آزمایش سخت‌گیرانه یوبا چندان موفقیت‌آمیز نبود. قبل از اینکه پسر به ۷ماهگی برسد، اگر قلقلکش می‌دادند،‌ می‌خندید اما این باعث نشد یوبا یک بار دیگر نظریه‌اش را روی دخترش هم امتحان نکند.

۴- ساخت یک فرقه خطرناک
در سال ۱۹۲۴،‌ کارنی لندیس از دانشگاه مینه‌سوتا می‌خواست درباره نحوه انعکاس نفرت در چهره افراد تحقیق کند. به این منظور، او با چوب‌پنبه سوخته خط‌هایی روی صورت چند داوطلب رسم کرد و بعد از آنها خواست آمونیاک استنشاق کنند،‌ به موسیقی جاز گوش بدهند، به تصاویر غیراخلاقی نگاه کنند و در نهایت، دستشان را در یک سطل پر از قورباغه فرو کنند. سپس از هر یک از داوطلب‌ها خواست که سر یک موش سفید را قطع کنند. با اینکه‌ بعضی‌ها مردد بودند و بعضی‌ها هم داد و فریاد می‌کردند،‌ بیشتر داوطلبان قبول کردند کار خواسته‌شده را انجام بدهند؛ «آنها شبیه اعضای یک فرقه سری شده‌بودند که برای قربانی به پیشگاه بت بزرگ آماده می‌شدند»

۵- زنده کردن مرده‌ها
رابرت کورنیش – استاد دانشگاه برکلی – در دهه ۳۰ عقیده داشت که راه‌حلی برای زنده کردن مرده‌ها پیدا کرده است؛ او اجساد را روی الاکلنگ می‌گذاشت، تکان می‌داد و در ضمن به آنها آدرنالین و داروهای ضدانعقاد تزریق می‌کرد تا جریان خون را دوباره راه بیندازد. روش کورنیش در مورد سگ‌هایی که خفه شده بودند، نسبتا جواب داد؛ البته سگ‌های برگشته به این دنیا کور بودند و از ضایعات مغزی رنج می‌بردند. او بعد سعی کرد روش خود را روی انسان‌ها امتحان کند و برای همین رضایت یک محکوم به مرگ را گرفت که پس از به دار کشیده شدن، او را به دنیا برگرداند. اما دولت محلی کالیفرنیا به خاطر ترس از فرار متهم در صورت موفقیت آزمایش، جلوی آن را گرفت.

۶- آموزش در خواب
در سال ۱۹۴۲، لارنس لشان – که معلم کالجی در ویرجینیا بود – می‌خواست به طور ناخودآگاه عادت ناخن جویدن را از سر شاگردان‌اش بیندازد. برای همین شب‌ها در حالی‌ که پسرها به خواب خوش فرو رفته بودند، نواری را بالای سر آنها می‌گذاشت که مدام تکرار می‌کرد : «ناخن‌های من مزه خیلی بدی دارند». یک بار هم که دستگاه پخش صدایش خراب شد، خود معلم دلسوز وسط خوابگاه ایستاد و جمله را تکرار کرد. تلاش‌های لشان بی‌نتیجه نبود؛ تا پایان ترم ۴۰ درصد شاگردان عادت ناخن جویدن را کنار گذاشتند. بعد ها از این روش برای آموزش زبان استفاده شد.

۷- بوقلمون‌های عاشق
در دهه ۱۹۶۰، مارتین شین و ادگار هیل روی رفتار بوقلمون‌های نر در زمان جفتگیری تحقیق ‌کردند و به نتایج عجیبی رسیدند؛ این پرندگان خیلی مشکل‌پسند نیستند. آنها عروسک یک بوقلمون ماده را در قفس پرنده نر گذاشتند و بعد به تدریج از اجزای عروسک کم کردند تا ببینند کی بوقلمون نر احساسش را به ماده قلابی از دست می‌دهد. در کمال تعجب، حتی وقتی که فقط سر مدل مصنوعی باقی مانده بود، بوقلمون نر هنوز مثل یک پرنده ماده واقعی به آن ابراز احساسات می‌کرد.

۸- سگ‌های دوسر
ولادیمیر دمیخوف – جراح روس – در سال۱۹۵۴ شاهکار خودش را رو کرد؛ سگ دوسر. او سر، شانه‌ها و یک پای یک توله سگ را به گردن یک سگ گله آلمانی بالغ پیوند زد. جالب بود که سر دوم شیر می‌خورد، بدون اینکه مری‌اش به جایی وصل باشد. هر دو حیوان به علت پس زدن عضو ، بعد از ۶ روز جانشان را از دست دادند اما دمیخوف مایوس نشد و در عرض ۱۵ سال بعد، آزمایش خود را ۱۹ بار دیگر تکرار کرد و توانست عمر موجودات عجیبش را تا یک ماه هم برساند.

۹- دکتر خفن
پزشکی به نام استابینز فیرث – که در اوایل قرن نوزدهم در فیلادلفیا طبابت می‌کرد – عقیده داشت تب زرد یک بیماری مسری نیست. پس تصمیم گرفت نظریه‌اش را روی خودش امتحان کند. او استفراغ بیماران مبتلا به تب زرد را روی زخم‌های باز آنها ریخت و بعد معجون پر از میکروب را بالا کشید. فیرث بیمار نشد اما نه به‌خاطر درست بودن نظریه‌اش؛ تب زرد واقعا مسری است. منتها سال‌ها بعد دانشمندان متوجه شدند که این بیماری فقط در صورت ورود مستقیم میکروب آن به جریان خون (مثلا بر اثر نیش پشه) منتقل می‌شود.

۱۰- چشمان تمام باز
یان اسوالد از دانشگاه ادینبورو درباره به خواب‌رفتن در شرایط بحرانی تحقیق می‌کرد. او در سال ۱۹۶۰، چند داوطلب پیدا کرد و چشم‌های آنها را با نوار چسب، باز نگه داشت و بعد آنها را در شرایطی خفن، در معرض محرک‌های مختلف قرار داد؛ یعنی از ۵۰ سانتی‌متری به صورتشان فلش می‌زد،‌ به کف پاهایشان شوک الکتریکی می‌داد و دم گوش آنها هم صداهای بلند در می‌کرد. با همه این اوضاع، هر سه داوطلب توانستند در عرض ۱۲ دقیقه به خواب فرو بروند.


دست دست جمع گردد وانگهی شکلک شود..

 

 

life's race

Life's Race

The world is a confusing place,
Like all people are running an endless race.

Endlessly, minds change,
They change to thoughts of a wide range.

But people still run this race,
At an unbelievable pace.

 
Lauren Babette Authement

انتظار

 

 

 

درد نامه ...

 

 

حکایت، حکایت دلتنگی ست !!

حکایت، حکایت دیروز و امروز نیست ؛ حکایت، حکایت آنچه بود و آنچه شد نیست .

حکایت، حکایت خوبی هاست ، اگر خوبی شناس باشیم.

حکایت، حکایت ماندگاریست ، خوبی ها را که تحمل نمی خواهد ، آنچه را ماندگاری می نامم ، با تو در کنار ملامتهایت بودن است ، آنچه را ماندگاری می نامم ، از تو وفادار بودن در برابر آنچه از من می نامیدیست.

آری ؛

حکایت، حکایت شاعریست که می گوید :

صدای تو را دوست دارم ، صدای تو ، از آن و از جاودان می سراید ...

آری ؛

حکایت، حکایت شاعریست بی نام و نشان ، که می سراید:

آزرمناک دوستت دارم...

 

نه !! حکایت ، حکایت دیروز و امروز نیست !!!

نه!! حکایت، حکایت آنچه بود و آنچه شد نیست !!!

 

حکایت ، حکایت ماندگاری در برابر ملامتهایت می باشد ...

حکایت ، حکایت دانستن است ،

به راستی ، عشق چیست؟ تو میدانی یا من ؟

به راستی ، کدام از ما ماندگاری را می داند؟

حکایت ، حکایت خوب بودن در برابر محبت ها می باشد ،

نه آنچه از تو دیدم...

چنانچه گفتم دوستت دارم ،

قصه واژگون کردی ...

 

اینک تو بگو ، حکایت ، حکایت چیست؟

سخنم با توست...

 

سخنم با توست ای شبانه رفیق مبهم

در میان بغض آلوده به دلتنگیه من،

تو چنان آسوده خموشی

که نه انگار من با تو چه ها گفتم...

تو چنان سرد نگاهی ، که ندانستی،

من به نگاهت خفتم...

سخنم با توست ای شبانه رفیق مبهم

علی زارع

پدر........

 

 

 

تقدیم به پدر عزیزم....

I am always rich with u my dear father...

I want to be rich forever...

 

ارتباط بین انگشتان و شخصیت افراد...

 

با استفاده از عکس و انتخاب انگشت شخصیت خود را بشناسید.آیا تا به حال بطور دقیق به انگشتان دستان خود نگاه کرده اید؟

تا به حال فکر کرده اید که به کدامیک علاقه بیشتری نسبت به بقیه دارید؟ با دقت نگاه کنید، سپس توضیح مربوط به آن را بخوانید.

                                     

انگشت شماره ۱

این انگشت نماد مسایل مادی و ثروت است و کسانی که این انگشت را انتخاب میکنند، اقتصاد دانان خوبی هستند و معمولا از نظر مالی در وضعیت خوبی قرار دارند.

انگشت شماره ۲

این انگشت نماد کار میباشد و اشخاصی که به این انگشت اهمیت بیشتری میدهند انسانهای کاری هستند و بطور کلی وجدان کاری خوبی دارند و موفقیت زیادی در کارها دارند.

انگشت شماره ۳

این انگشت میزان اهمیت به خود فرد را نشان میدهد، افرادی که این انگشت را انتخاب میکنند، در مورد همه چیز اول به خود اهمیت داده و تا حدودی خودپرست و خودخواه هستند.

انگشت شماره ۴

این انگشت نماد محبت و عشق است و کسانی که این انگشت را انتخاب میکنند، انسانهای احساساتی و عاطفی هستند و همواره به دنبال محبت و خوشحال کردن دیگران هستند.


انگشت شماره ۵

 این انگشت نماد خانواده و فرزند هست و کسانی که به این انگشت علاقمند هستند، افرادی هستند که به خانواده پایبند بوده و به زندگی مشترک و بطور کلی روابط بین افراد اهمیت می دهند.

 

منبع:وبسایت آرزو

کنسرت پوتین در سن پطرزبورگ!

 
 
 
 
                                             
کنسرت پوتین در سن پطرزبورگ!

ولادیمیر پوتین ضمن نشان دادن علاقه اش به موسیقی برای ستاره های سینما، در کنسرتی که تا پاسی از شب به طول انجامید پیانو نواخت.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) به نقل از خبرگزاری فرانسه، مهمانان این کنسرت خیریه در سن پطرزبورگ افرادی همچون شارون استون، مونیکا بلوچی، میکی روک و سایر ستاره های سینمایی بودند.
به گزارش وب سایت دولت روسیه، در این کنسرت نخست وزیر روسیه با اورنلا موتی، بازیگر ایتالیایی و چندین فرد دیگر دور یک میز نشست و از آنها عکس گرفته شد.
زمانی که مجری از نخست وزیر خواست تا برنامه ای اجرا کند، پوتین گفت: من مثل اغلب مردم قادر به خواندن و رقصیدن نیستم اما خیلی دوست دارم این کار را انجام دهم. پس از آن پوتین به سمت پیانوی بزرگی در صحنه رفت و قطعه ای نواخت.
پوتین در ماه ژوئیه آهنگ مشهور "جایی که سرزمین مادری آغاز می شود" را به همراه گروهی متشکل از ۱۰ جاسوس که از آمریکا اخراج شدند خواند. این بار وی به اجرای بی کلام این آهنگ با پیانو پرداخت. پس از آن وی به همراه حضار آهنگ "بلوبری هیل" از آرمسترانگ را خواند.
پوتین غالبا با افراد مشهور رفت و آمد دارد و اخیرا در انجمنی برای حفظ ببرهای وحشی در سن پطرزبورگ با لئوناردو دی کاپریو ملاقات کرد و این دو به اتفاق قهوه نوشیدند
 
منبع : isna.ir

اولین دانشگاه تاریخ ایران...

 

 

 

 

اولین دانشگاه تاریخ ایران زیر خروارها خاک!
 
به گزارش تابناک، دانشگاه جندی شاپور به عنوان اولین دانشگاه تاریخ ایران و از نخستین دانشگاه های عملی جهان هنوز در گوشه ای از شمال خوزستان ناشناخته و در حال نابودی است.
...........
...........
...........
ادامه مقاله در ادامه مطلب....
ادامه نوشته

شیرزنان جنگاور تاریخ ایران...

آيا شير زنان جنگاور تاريخ ايران باستان را مي شناسيد ؟! ...
 
 
 
 
ماندانا

ماندان یا ماندانا در لغت به معنی شاه بوی عنبر سیاه، دختر آژی دهاک آخرینپادشاه ماد که همسر کمبوجیه پدر کوروش شد و از این وصلت کوروش متولدگردید.....
 
 
 
شیــــرین

شاهزاده ارمنی و برادر زاده و جانشین مهین بانو فرمانروای ارمنستان و زنیخردمند که همسر وفادار خسروپرویز بود. در آن زمان ارمنستان یكی از شهرهایكوچك ایران و شاه ارمنستان زیر نظر شاهنشاه ایران بود. خسروپرویز و شیرینحماسه ای از خود ساختند كه همیشه در تاریخ ماندگار ماند...
 
 
دغدویـــه

دغدویه یا دوغدو مادر زرتشت است که اصلا از شهر ری بوده است. وی در آنجابا کوی ها و کرپن ها که مردم را گمراه می کردند و از آنها مرتب فدیه وقربانی می خواستند...
 
 
 
کاساندان

کاساندان یا کاساندانه تنها همسر کوروش بزرگ، شهبانوی ایران (ملکه جهان) دختر فرناسپه از شاهدختان و دختر فرناسپه هخامنشی از دودمانی بود که ازنجبای پارس محسوب می شدند و پدر واجدادش در چند نسل شاه پارسیان بودند....
...
...
...
 
برای مطالعه کامل مقاله به ادامه مطلب سر بزنید...
 
 
ادامه نوشته

گروه خونیتان چیست؟

 

 

بخشی از شخصیت شما در رگهایتان جاریست آیا گروهای خونی می توانند باعث ایجاد یک خصوصیت یا عادت شخصی شوند؟شاید بله...شاید هم نه...برای نزدیک شدن به پاسخ این مقاله را بخوانید.اما فراموش نکنید که اتکا به یک مقوله یا دلیل برای قضاوت در مورد اشخاص تنها نوعی ساده لوحی است.

حدود38%مردم جهان دارای گروه خونی +0
و 6% دارای گروه خونی 0 - هستند
خصوصیات:
بی پروا ، با اراده ، مغرور ، بخشنده ، اجتماعی ، با انرژی ، برونگرا ، رک وصریح ، واقع گرا ، نمایشی ، عمومی ، مثبت ، مستقل ، ریسک پذیر ، نا فرمان ، بی اعتبار ، لجوج وخودمحور. به آسانی دوست می شوندوبا جریانات همراه شده وبه فرصت ها چنگ می زنند.برای شروع یک پروژه یا شکاریک ایده ونظر صریح هستند.درفعالیت های سازمان یافته خوب عمل می کنند.دربعضی موارد چندان دقیق نیستندواحساسات زیاد و قوی از خود نشان می دهند.ممکن است به سرعت مخالفت عمیق خود را با یک نظر بیان کننداما معمولا این مخالفت پایدار نیست.کارگشایانی سنتی ، محرک وکمی لاف زن هستند.

احساسات خود را خیلی نشان می دهنداما در برخورد با دیگر گروهای خونی این بیان اظهارات متغیر است.نوعی ظرافت ذاتی وفطری دارند.شخصیت های اجتماعی وپر زرق و برق هستندمیتوانند در حوادث و بحران ها سازگاری خوبی داشته باشند.لغات و کلمات به آسانی به سراغ آنها می آیند.خجالتی نیستندورک وصریح احساسات درونیشان را فاش می کنند.جاه طلب اند اما گاهی با جزییات سرگرم می شوند.علاقمند به حفظ روابط هستند وخودشان در این زمینه تلاش می کنند

 +A حدود 34% ازمردم دارای گروه خونی
هستند -A و 6% دارای گروه خون
خصوصیات :
مطیع وآرام ، دقیق ، دلسوزوغمخوار ، فداکار ، مودب ، درستکار ، وفادار ، احساساتی ، درونگراوکمی دستپاچه.حتی در مواقع آشوب و غضب آرام وخون سرد هستند.نسبت به نظرات عمومی حساس اند.اغلب درون گرا هستند دربرخورد با دیگران خجالتی وکمرو هستند یا حتی مریض به نظر می رسند کمی بدبین هستند.برای روابط ارزش قائل بوده ونسبت به دیگران وفادارند.نسبت به تغییرات تردید دارند.دوست داران طبیعت وگریزان از جمعیت وشلوغی هستند.به یک مکان شخصی یا پناهگاه امن ومخفی برای خود نیازمندند.عموما دو دل و غیر قاطع اند.برای حضوردر کارهای تیمی آماده هستند مخصوصا وقتی دستوری به آنها داده شود.علاقه مند به ایجادرابطه نیستندوتلاش چندانی هم برای اینکار نمی کنند.

+B حدود 9% از مردم جهان دارای گروه خونی
هستند -B و 25% هم دارای گروه خونی
خصوصیات :
بشاش وخوشرو ، خوش بین ، فعال ، حساس ، مهربان ، فراموش کار ، آشفته ، درهم وسازمان نیافته ، پرسروصدا ، خودپسندوخودبین ، پرانرژی وجدی در راه رسیدن به هدف ، معمولا جزوبهترین افراد تیم می شوندوافراد تکرویی هستند.اغلب کارها رابا روشهای خودشان انجام می دهندوخود کفا هستند.شخصیتهای ماجراجوودلیر ، علاقه مند به داشتن یک راه مشخص ومخصوص ، موجوداتی اجتماعی وعلاقه مند به مهمان داری هستند.علاقه به حفظ روابط هستند وخودشان در این زمینه تلاش می کنند.

حدود 4% مردم دارای گروه خونی   +AB  دارند
 و 1% هم گروه خونی  -AB
خصوصیات :
اجتماعی ، سخت گیر نیستند ، غمخوار ودلسوز ، دیپلماتیک ، اهل گشت وگذار ، خلاق ، غیر قابل پیش بینی ، هنرمند ، انعطاف پذیر ، ترشرو ودرخود!مخلوطی از تضادها ، خجالتی در مقابل بعضی ها ، بی باک وگستاخ با بعضی دیگر ، برونگراودرونگرا ، گاهی غیر قابل پیش بینی است وگاهی ظاهرا بسیار آرام وخونسردبه نظر می رسند.قدرت خلاقه زیادی دارند ، توانا در پیدا کردن مشکلات ودور زدن آنها ، علاقه مند به محیط شهری ، به آسانی خسته می شوند.به نظر می رسد که هر کاری که انجام می دهند از روی اجبار است. هرگزکاری را برای قدردانی انجام نمی دهند.اسرار آمیز بنظر می رسند.در فعالیتهای اجتماعی می توانند هماهنگ ظاهر شوند.علاقه مند به ایجاد رابطه نیستندوتلاش چندانی هم برای این کار نمی کنند

آرایش :جزو لاینفک زندگی امروز

هزینه آرایش دختران ایرانی چقر بوده است؟

به گزارش مشرق، استفاده از مواد آرایشی از دیرباز مرسوم بوده است و شرکت‌های زیادی در این زمینه فعالیت می‌کنند. اما در سال‌های اخیر میزان استفاده از این مواد رشد چشمگیری داشته است و صنایع فعال در این حوزه بازار بسیار وسیعی را در پیش روی خود مشاهده می‌کنند.



ایران هفتمین مصرف کننده لوازم آرایشی دنیا

ایران بعد از عربستان، بیشترین میزان مصرف لوازم آرایشی را در خاورمیانه دارد. کل مصرف لوازم آرایشی در خاورمیانه در سال ۲۰۰۸ در حدود ۷/۲ میلیارد دلار است که با میانگین رشد حدود هشت درصد در سال، بعد از کشورهای اروپای شرقی بالاترین رشد را دارد و این بدان علت است که تقریبا نیمی از جمعیت منطقه زیر ۳۰ سال هستند. در این حال ۱۴ میلیون خانم ایرانی از نظر مصرف لوازم آرایشی گوی سبقت را تقریبا ازکل کشورها منطقه ربوده اند به نحوی که تقریبا ۲۹ درصد کل مصرف کنندگان منطقه خاورمیانه را تشکیل می دهند. به عبارت دیگر اگر جمعیت زنان خاورمیانه ۱۵۵ میلیون نفر باشد، ۹ درصد این زنان یعنی ۱۴ میلیون نفر زنان ایرانی حدود یک سوم یعنی ۲/۱ میلیارد دلار هزینه لوازم آرایشی از ۷/۲ میلیارد دلار بازار لوازم آرایشی خاورمیانه را پرداخت می کنند.

اغلب اجناس در بازار ایران تقلبی، نامرغوب و چینی هستند و لوازم آرایشی قاچاق بدون هیچ گونه نظارت و مجوزی در فروشگاهها و حتی کنار خیابان به فروش می رسند. در سطح جهانی ایران رتبه هفتم را به لحاظ مصرف لوازم آرایش به خود اختصاص است.


لوازم آرایشی، سمومی زیبا و خوشبو

مقاله­ های زیادی درباره خطر استفاده از برخی روان­سازها در مواد آرایشی منتشر شده است. سدیم لوریل سولفات (SLS) استفاده شده در این مواد سبب مشکلات پوستی متعددی می­شود که آماس پوستی شایع­ترین آنهاست. از مواد رایجی که در بعضی محصول ها یافت می شود، می توان به ماده ای اشاره کرد که به ویژه در محصولات حاوی سورفاکتانت یافت می شود و از طریق پوست، تنفس و گوارش قابل جذب بوده و گفته می شود، علاوه بر خشکی و التهاب پوست و مخاط ها، درصورت مصرف زیاد آثار سرطان زایی نیز دارد. ایزوپروپیل الکل و الکل های مشابه که به وفور در این محصولات یافت می شود، می تواند باعث خشکی، التهاب و درماتیت آلرژیک و چروک خوردگی سریع تر پوست شود.

سدیم لوریل سولفات و آمونیوم لوریل سولفات که در بسیاری از مواد آرایشی و بهداشتی یافت می شود، در دسته سورفاکتانت های آنیونی قرار می گیرند و در اکثر مواد شوینده و کف کننده استفاده می شوند. سورفاکتانت های کاتیونی نیز که بار الکتریکی مثبت دارند، در محصول هایی از قبیل نرم کننده ها و صاف کننده های مو و لباس به عنوان ضدالکتریسته ساکن وجود دارند. مصرف این مواد علاوه بر آثار التهابی و آلرژیک بر پوست و چشم، درصورت جذب سیستمیک یا خورده شدن به طور اشتباهی می تواند آثار داخلی متعددی داشته باشد. [۳]،[۴]،[۵]،[۶]،[۷]

کلروفورم های حاوی آئروسل در ترکیبات عطرها و ماده ای به اسم " دی متابروسالان وتری متابروسالان وتتراکللوروسال دئودرانت ها سی لانیلید" در دئودورانت ها زمانی که در مواجه با نور آفتاب قرار می گیرند حساسیت زا هستند.

پارابن که به عنوان ماده نگه دارنده در لوازم آرایشی مورد استفاده قرار می­گیرد در افراد دارای حساسیت به پارابن، سبب خارش و آماس پوستی می­شود.[۸] همچنین آزمایشات انجام شده بر روی حیوانات حاکی از فعالیت استروژنی ضعیف این مواد است.[۹] این ماده شیمیایی می تواند فعالیت های غددی را کمی مختل کند یعنی به عبارت ساده تر می تواند وضعیت هورمون ها را در بدن شما به هم زند.این ماده به طور وسیعی در مواد آرایشی استفاده می شود و در واقع یک ماده نگهدارنده است که از رشد میکروب ها جلوگیری می کند. این ماده همچنین در ریمل، کرم های صورت، ضدآفتاب ها، دئودورانت ها و….وجود دارد.

فرمالدئید که در خیلی از محصول ها مثل رژ لب، لاک ناخن و.. یافت می شود، می تواند باعث التهاب و تحریک پوستی شده و درصورت تماس مزمن باعث ضعف عمومی شود. رنگ های شیمیایی متعددی که در محصول های مختلف، به ویژه در محصول های زیبایی و آرایشی مصرف می شود، می تواند درصورت رعایت نکردن استانداردهای خاص، مشکل ساز باشد. گاهی این رنگ ها برای ایجاد رنگ خاصی با هم ترکیب می شوند که علاوه بر عوارض پوستی، می تواند عوارض متعدد داخلی نیز داشته باشد. به ویژه در مورد رژلب که در طول روز چند بار تکرار شده و احتمال دارد با خوردن هر نوع ماده غذایی مقداری از آن مستقیما نیز وارد بدن شود.

همچنین استفاده بلندمدت از مواد آرایشی سبب نازک شدن پلک می­شود.[۱۰]

استفاده از مواد خوشبو کننده در محصولات آرایشی بسیار مرسوم است. تحقیقات انجام گرفته درباره این مواد بیانگر آن است که این خوشبوکننده­ها از مواد افزودنی متعددی تشکیل شده­اند که اغلب آنها حساسیت­زا هستند.[۱۱]

بسیاری از صاحبنظران در زمینه مواد آرایشی شرکت‌های بزرگ در این زمینه را به دلیل ادعاهای علمی دروغ خود مورد انتقاد قرار می‌دهند. زیرا این شرکت‌ها با این ادعاهای علمی سبب گمراه شدن مردم و استفاده از این مواد بدون آگاهی از عوارض جانبی آنها می‌شوند. [۱۲]، [۱۳]

آزمایش بر روی حیوانات

یکی از بحث‌برانگیزترین اقدامات انجام گرفته در صنعت لوازم آرایشی، انجام آزمایش‌ها بر روی حیوانات در آزمایشگاه‌های شرکت‌های تولید کننده مواد آرایشی است. این تست‌ها که همچنان در ایالات متحده در حال انجام شدن هستند، عبارتند از: مسمومیت کلی، خارش پوست و چشم ومسمومیت به هنگام قرار گرفتن در معرض نور خورشید.[۱۴]



معضلی به نام قاچاق

طبق اظهارات مقامات ایرانی سالانه ۸۰۰ میلیون دلار لوازم آرایشی قاچاق وارد کشور می شود. واردات قانونی کشور ما در لوازم آرایشی بهداشتی به طور متوسط ۱۵۰ میلیون دلار است که تولیدات ما در داخل جوابگوی ۱۰ درصد از این مقدار هم نیست و حداقل ۸۰۰ میلیون دلار از نیاز ما از طریق قاچاق وارد می‌شود.

به دلیل عوارض پوستی استفاده از لوازم آرایشی از یک سو و استفاده از نوع نامرغوب و غیربهداشتی آن از سوی دیگر سلامت مصرف کنندگان به شدت به مخاطره افتاده است. در حال حاضر ایران فقط درصد کمی از نیاز خود به محصولات آرایشی و بهداشتی را تولید می‌کند و بیشتر این محصولات از کشورهای چین، ترکیه، کره و امارات وارد یا قاچاق می‌شوند.

آمار سرانه يك خانم ايراني حدود ۱۵۰ دلار است كه اغلب آنها از مواد آرايشي و بهداشتي غيراستاندارد را با مارك‌هاي متفاوت خريداري مي‌كنند. درصد از اقلام آرايشي و بهداشتي وارد شده به كشور به صورت قاچاق و بدون مجاز صادره از گمرك و وزارت بهداشت مي‌باشد و همچنين ۹۰ درصد از آنها به صورت غيربهداشتي ساخته مي‌شوند. اغلب قاچاق كالاها از طريق شبكه‌هاي ماهواره به افراد تبليغ شده و بسياري از مردم كه اطلاع كافي از پخش و عرضه آن را ندارند، و به صورت تلفني و پيك موتوري خريداري مي‌كنند.


اگر در اروپا مردم ترجیح می‌دهند طبیعی باشند، در ایران جوانان ترجیح می‌دهند آرایش کنند. 



نکته جالب این گزارش این است مصرف لوازم آرایش در ایران صرفا در انحصار زنان نیست. در همین زمینه مجید ابهری؛ کار‌شناس علوم رفتاری دانشگاه شهید بهشتی، از تحقیقی خبر می‌دهد که بر مبنای نتایج آن، مردان ایرانی، مصرف‌کننده ۱۲ درصد از لوازم آرایش موجود در بازار هستند.



به هر حال، استفاده از لوازم آرايشي در ايران ديگر نه سن خاصي دارد و نه قشر خاصي. امروزه برخي از دختران و زنان ايراني استفاده از لوازم آرايشي را جزو لاينفک زندگي خود مي دانند. از سوي ديگر سن مصرف لوازم آرايشي نيز به ۱۵ سال رسيده و اين در حالي است که در کشورهاي توسعه يافته تمايل به آرايش بيشتر در بين زنان مسن ديده مي شود که طراوت و شادابي پوست خود را از دست داده اند. همه این موارد نشان دهنده یک مشکل ساختاری فرهنگی در کشور ماست. مشکلی که اگر برای ان چاره اندیشی نشود چه بسا مس تواند به بحرانی برای سلامت و هنجارهای جامعه ما تبدیل شود.

منبع:گروه اینترنتی نیک صالحی

نایافته

گفتی که:

"چو خورشید زنم سوی تو پر

چون ماه شبی میکشم از پنجره سر!"

اندوه که خورشید شدی

                              تنگ غروب

افسوس که مهتاب شدی

                            وقت سحر!

  فریدون مشیری 

شهریار