مفهوم تلخی است  برای دختری که روزی چند بار به مرگ سلام میکند

برای پدر دلشکسته ای که فرزندانش با مداد چند سانتی کاغذ را سیاه میکنند

برای پسری که با های سرد و پر از غم شیشه ماشین را تمیز میکند

برای زنی که خود فروشی میکند و به غذای بچه هایش فکر میکند

برای دختری که برای فروش آدامس هایش فحش نثارش میکنند

یرای نگاه های پر از حسرت 

برای نفس های پر از غم 

برای دست های خالی 

برای اشک های گرم         

برای خنده های فراموش شده   

برای شب های سرد 

کاش انسان بودیم و برابر؟